خلاصه کتاب جنگ باب وودوارد | هر آنچه باید بدانید
خلاصه کتاب جنگ باب وودوارد – درس ها و افشاگری ها
کتاب «جنگ» (War) اثر باب وودوارد، روزنامه نگار شهیر آمریکایی، پرده از پشت پرده رویدادهای ژئوپلیتیک کنونی، به ویژه جنگ های اوکراین و فلسطین، برمی دارد و افشاگری های عمیقی از دیپلماسی پنهان و تصمیم گیری های کاخ سفید ارائه می دهد. این کتاب به خواننده کمک می کند تا پیچیدگی های سیاست خارجی آمریکا و تعاملات رهبران جهانی در مواجهه با بحران های بی سابقه را بهتر درک کند.
باب وودوارد، نامی آشنا در عرصه روزنامه نگاری تحقیقی، پس از افشاگری های تاریخی واترگیت، با هر اثر جدید خود، نگاهی بی سابقه به لایه های پنهان قدرت در واشنگتن و نقاط بحرانی جهان ارائه می دهد. کتاب اخیر او، «جنگ» که در سال ۲۰۲۴ منتشر شده، نه تنها یک گزارش خبری، بلکه تحلیلی جامع از آشوب ها و بی ثباتی های جهانی است که این روزها سرنوشت میلیون ها نفر را تحت تأثیر قرار داده است. این اثر با تمرکز بر جنگ اوکراین و فلسطین، دیپلماسی پنهان ایالات متحده و افشاگری های درونی کاخ سفید، مخاطب را به سفری عمیق در دل پیچیدگی های سیاست بین الملل می برد.
هدف از این بررسی، ارائه یک خلاصه تحلیلی و عمیق از کتاب «جنگ» است. ما در این مقاله به محورهای اصلی کتاب، افشاگری های کلیدی، و درس های بنیادینی که وودوارد از دل اسناد و مصاحبه های محرمانه خود بیرون کشیده، خواهیم پرداخت. این تحلیل، پنجره ای به سوی ناگفته ها و لایه های پنهان قدرت می گشاید و به مخاطبان علاقه مند به سیاست خارجی، پژوهشگران، و عموم مردم کمک می کند تا ابعاد مختلف بحران های جهانی را با دیدی بازتر و اطلاعاتی مستندتر مورد بررسی قرار دهند.
ریشه های بی ثباتی – نگاهی به محورهای کلی کتاب
کتاب «جنگ» باب وودوارد، تلاش می کند تا کلاف سردرگم حوادث جهانی را گره گشایی کند. این اثر نه تنها به بررسی رویدادهای جاری می پردازد، بلکه سعی دارد ریشه ها و انگیزه های پنهان تصمیم گیران اصلی را نیز آشکار سازد.
انگیزه نگارش جنگ: درک کلاف سردرگم جهان
وودوارد نگارش کتاب «جنگ» را نتیجه احساس نیاز به درک عمیق تر آشوب و بی ثباتی روزافزون در جهان معاصر می داند. مواضع متغیر و گاه متناقض دولت ها، به ویژه در قبال بحران های بزرگ، او را بر آن داشت تا به سراغ منابع دست اول رفته و لایه های زیرین سیاست خارجی آمریکا و تعاملات جهانی را بررسی کند.
دسترسی بی سابقه وودوارد به اسناد، مصاحبه ها و اطلاعات محرمانه از درون واشنگتن، به او این امکان را می دهد که روایتی دقیق و مستند از رویدادها ارائه دهد. این دسترسی شامل گفتگو با مقامات عالی رتبه، اسناد طبقه بندی شده و یادداشت های خصوصی است که درک ما را از تصمیمات حساس و سرنوشت ساز به شدت افزایش می دهد. او با این کار، نه تنها وقایع را شرح می دهد، بلکه سعی در تبیین چرایی و چگونگی آن ها دارد.
مقایسه دوران ریاست جمهوری ترامپ و بایدن در مواجهه با جنگ
یکی از محورهای مهم کتاب «جنگ»، مقایسه رویکردهای دونالد ترامپ و جو بایدن در مواجهه با چالش های امنیتی و جنگی است. وودوارد با تحلیل های خود، تصویری متفاوت از این دو رئیس جمهور ارائه می دهد. او ادعا می کند که مواضع ترامپ در قبال روسیه و اوکراین، حتی بدتر از ریچارد نیکسون بوده است؛ نیکسونی که خود از پیچیده ترین و بحث برانگیزترین شخصیت های سیاسی آمریکا محسوب می شود.
افشاگری های وودوارد نشان می دهد که ترامپ، حتی پس از پایان دوره ریاست جمهوری خود، از طریق تماس های خصوصی متعدد با ولادیمیر پوتین، ارتباط خود را با رئیس جمهور روسیه حفظ کرده بود. یکی از این افشاگری های تکان دهنده، ارسال نتایج آزمایش های حساس کووید-۱۹ توسط ترامپ به پوتین است که ابعاد جدیدی از روابط غیررسمی و غیرمتعارف بین این دو رهبر را آشکار می کند. این رفتارها، نگرانی های جدی را در مورد امنیت ملی و حفظ پروتکل های دیپلماتیک برانگیخته است.
در مقابل، بایدن، تهاجم روسیه به اوکراین را نتیجه ضعف عملکرد باراک اوباما در سال ۲۰۱۴ و عدم جدیت لازم در برابر قدرت گیری پوتین می داند. این دیدگاه، نه تنها یک انتقاد داخلی است، بلکه نشان دهنده تغییر پارادایم در سیاست خارجی آمریکا و تلاش بایدن برای اتخاذ رویکردی قاطع تر در قبال روسیه است. در نهایت، وودوارد بر این نکته تأکید می کند که نتیجه انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا، تأثیری شگرف بر آینده جنگ اوکراین خواهد داشت، زیرا هر یک از نامزدهای اصلی، رویکرد متفاوتی در قبال این بحران خواهند داشت.
شکل گیری محور ناآرامی: روسیه، چین، ایران و کره شمالی
وودوارد در کتاب خود، به پدیده ای اشاره می کند که آن را «محور ناآرامی» می نامد؛ اتحاد و وابستگی فزاینده میان کشورهایی نظیر روسیه، چین، ایران و کره شمالی. این محور، به اعتقاد وودوارد، عمدتاً به دلیل دو عامل کلیدی شکل گرفته است:
- تأثیر تحریم ها: تحریم های شدید اعمال شده علیه روسیه، ایران و کره شمالی، این کشورها را به شدت به چین وابسته کرده است. این وابستگی نه تنها در زمینه اقتصادی، بلکه در حوزه های نظامی و فناوری نیز نمود پیدا کرده است.
- کاهش آسیب پذیری در برابر سیستم مالی آمریکا: کشورهای عضو این محور در حال یافتن راه هایی برای ارتباط اقتصادی با یکدیگر هستند تا خود را کمتر در برابر تحریم ها و نفوذ سیستم مالی ایالات متحده آسیب پذیر سازند. این تلاش ها شامل توسعه مکانیزم های پرداخت جایگزین و تقویت تجارت دوجانبه بدون اتکا به دلار آمریکا است.
کتاب «جنگ» همچنین به آینده روسیه پس از جنگ اوکراین می پردازد. وودوارد اشاره می کند که کال (یکی از مقامات اطلاعاتی آمریکا) معتقد است که پوتین از جنگ اوکراین برای تبدیل جامعه روسیه به یک دیکتاتوری ملی گرایانه و نظامی تر استفاده کرده است. با وجود این، ارزیابی های دستگاه اطلاعاتی آمریکا نشان می دهد که روسیه متحمل خسارات سنگینی شده و حدود ۸۷ درصد از ارتش قبل از جنگ خود را از دست داده است، با بیش از ۳۱۵ هزار نیروی کشته یا زخمی. این آمار نشان دهنده هزینه های بالای جنگ برای روسیه است، هرچند پوتین معتقد است که این کشور «بدترین شرایط را پشت سر گذاشته و سالم مانده است».
«دستگاه اطلاعاتی آمریکا برآورد می کرد که از زمان تهاجم فوریه 2022، روسیه 87 درصد از ارتش قبل از جنگ خود را از دست داده است. حدود 315, 000 نفر از نیروهای روسیه در جنگ اوکراین کشته یا زخمی شده اند.»
کانون توجه – افشاگری های دیپلماتیک بلینکن پس از ۷ اکتبر
بخش قابل توجهی از کتاب «جنگ» به وقایع پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و دیپلماسی فشرده آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، در منطقه خاورمیانه اختصاص دارد. این بخش، جزئیات مهمی از دیدارهای بلینکن با رهبران عرب و اسرائیلی، مطالبات، نگرانی ها و مواضع پشت پرده آنان را آشکار می سازد.
شروع بحران: ۷ اکتبر از نگاه وودوارد
صبح روز ۷ اکتبر ۲۰۲۳، با حمله ای گسترده از سوی حماس به اسرائیل آغاز شد که لرزه بر منطقه خاورمیانه انداخت. وودوارد در کتاب خود به نقل از بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، نقل می کند که در همان لحظات اولیه حمله، او به معاونش گفته است: «این یک جنگ است.» این جمله، آغازگر دوره ای از درگیری های شدید و بحران های منطقه ای بود.
یکی از افشاگری های مهم وودوارد، محدودیت آگاهی رهبران اصلی حماس در دوحه و بی خبری بسیاری از اعضای پایین رتبه و مردم غزه از جزئیات این حمله است. این نکته نشان می دهد که تصمیم گیری برای این عملیات، در یک دایره بسیار محدود و محرمانه صورت گرفته بود. در پی این حوادث، دولت بایدن تلاش کرد تا دامنه جنگ را محدود کرده و از درگیری مستقیم ایران و اسرائیل جلوگیری کند، زیرا این امر می توانست به یک جنگ منطقه ای گسترده تر و غیرقابل کنترل منجر شود.
دیپلماسی فشرده آنتونی بلینکن در منطقه
پس از ۷ اکتبر، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، سفرهای فشرده ای را به منطقه آغاز کرد تا با رهبران کلیدی عرب و اسرائیلی دیدار و گفتگو کند. وودوارد جزئیات قابل توجهی از این دیدارها را ارائه می دهد که پرده از مواضع و درخواست های پنهان برمی دارد.
سفر اول به اسرائیل و دیدار با نتانیاهو
در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۳، بلینکن به اسرائیل سفر کرد و با نتانیاهو در اتاق جنگ دیدار کرد. نتانیاهو در این دیدار قاطعانه سه چیز را از آمریکا طلبید: «مهمات، مهمات و مهمات.» او همچنین در پاسخ به سوال بلینکن درباره وضعیت غیرنظامیان در غزه، طرح اولیه خود برای اخراج تمامی ساکنان غزه به سمت مصر را مطرح کرد. این پیشنهاد با واکنش محتاطانه بلینکن مواجه شد که گفت با رهبران عرب گفتگو خواهد کرد و بازخواهد گشت.
دیدار با ملک عبدالله دوم (اردن)
شب ۱۳ اکتبر، بلینکن به اردن رفت و با ملک عبدالله دوم دیدار کرد. پادشاه اردن در این دیدار به بلینکن گفت که اردن به اسرائیل هشدار داده بود که به حماس اعتماد نکند، زیرا حماس شاخه ای از اخوان المسلمین است و اسرائیل باید آن را شکست دهد. اما او تأکید کرد که نمی تواند این موضع را به صورت علنی بیان کند، که نشان دهنده پیچیدگی های سیاسی و فشارهای افکار عمومی در منطقه است.
دیدار با امیر قطر (تمیم بن حمد آل ثانی)
در دیدار با امیر قطر، تمیم بن حمد آل ثانی، وی ادعا کرد که رهبران حماس در دوحه از قبل از حملات ۷ اکتبر اطلاعی نداشتند و این امکان وجود دارد که یحیی سنوار، فرمانده حماس در غزه، این عملیات را به تنهایی برنامه ریزی کرده باشد. بلینکن نیز در این دیدار به نقش قطر به عنوان کانال مذاکره برای آزادی گروگان ها اذعان کرد، اما تأکید نمود که پس از پایان بحران، نمی توان با دفتر سیاسی حماس به روال معمول ادامه داد.
دیدار در بحرین
وودوارد اشاره می کند که در بحرین نیز بلینکن همان دیدگاه هایی را شنید که از رهبران اردن شنیده بود، که حاکی از یک توافق ضمنی و پنهانی در میان برخی از رهبران عرب در مورد لزوم مقابله با حماس بود.
دیدار با شاهزاده فیصل بن فرحان (وزیر خارجه عربستان)
در ۱۴ اکتبر، بلینکن با شاهزاده فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، دیدار کرد. فیصل به بلینکن گفت که اسرائیل نباید به حماس اعتماد می کرد و نتانیاهو بارها در این باره به آن ها هشدار داده بود. او نیز حماس را شاخه ای از اخوان المسلمین دانست و نگرانی خود را از پیامدهای امنیتی عملیات اسرائیل در غزه ابراز کرد: «آنچه بعد از حماس می آید ممکن است بدتر باشد، مانند داعش پس از القاعده.» وزیر خارجه عربستان همچنین صریحاً اعلام کرد که کشورش حتی یک دلار هم برای بازسازی غزه پس از جنگ پرداخت نخواهد کرد.
دیدار با محمد بن زاید (رئیس امارات)
بلینکن سپس به ابوظبی رفت تا با محمد بن زاید، رئیس امارات، دیدار کند. محمد بن زاید بر ریشه کن شدن کامل حماس اصرار داشت و به بلینکن گفت که امارات بارها به اسرائیل هشدار داده بود که حماس اخوان المسلمین است. او از اسرائیل خواست تا با اجازه ارسال کمک های بشردوستانه و ایجاد مناطق امن برای غیرنظامیان، به کاهش خشم مردم منطقه کمک کند تا به اسرائیل «زمان و فضا» برای نابودی حماس داده شود.
دیدار با محمد بن سلمان (ولیعهد عربستان)
در همان روز، بلینکن در ریاض با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، دیدار کرد. بن سلمان ابراز تمایل کرد که «مشکلاتی که در ۷ اکتبر ایجاد شد، ناپدید شوند» و تأکید کرد که عادی سازی روابط با اسرائیل «نمرده است، اما در حال حاضر نمی تواند به جلو حرکت کند.» او شرط ایجاد یک کشور فلسطینی را به عنوان پیش نیاز عادی سازی روابط مطرح کرد و گفت که برای توجیه این عادی سازی به آن نیاز دارد.
دیدار با عبدالفتاح السیسی (رئیس جمهور مصر)
در قاهره، بلینکن با عبدالفتاح السیسی، رئیس جمهور مصر، ملاقات کرد. سیسی دو تقاضای اصلی داشت: حفظ توافقنامه صلح ۱۹۷۹ با اسرائیل و مخالفت قاطع با جابجایی فلسطینیان به مصر. اطلاعات مصر، از جمله رئیس اطلاعات، عباس کامل، نقشه ها و اطلاعاتی را در مورد تونل های غزه به بلینکن ارائه دادند و توصیه کردند که اسرائیل نباید به صورت یکباره و زمینی وارد غزه شود، بلکه باید به صورت مرحله ای پیشروی کند و منتظر بماند تا رهبران حماس از تونل ها بیرون بیایند.
بازگشت بلینکن به تل آویو
بلینکن در ۱۶ اکتبر به تل آویو بازگشت و با نتانیاهو دیدار کرد. نتانیاهو در این دیدار، در برابر تقاضای بلینکن برای اجازه دادن به کمک های بشردوستانه، واکنش شدید نشان داد و گفت: «مردم اسرائیل، ارائه کمک به این نازی ها را تحمل نمی کنند.» بلینکن در واکنش به این مواضع، نکته ای کلیدی را مطرح کرد که «از آخرین سفرم در منطقه، با دوستان و افرادی ملاقات کردم که دوست شما نیستند، اما دشمن شما هم نیستند.» این جمله، به وضوح شکاف عمیق بین مواضع آمریکا و اسرائیل، و همچنین واقعیت های پیچیده دیپلماسی منطقه ای را نشان می دهد.
نقش کامالا هریس در این میان
کتاب «جنگ» به نقش کامالا هریس، معاون رئیس جمهور آمریکا، در این دوران پرالتهاب نیز می پردازد. هریس در پایان دوره ریاست جمهوری بایدن، وظیفه دشواری داشت که هم میراث دموکرات ها را حفظ کند و هم از تکرار اشتباهات احتمالی دولت بایدن جلوگیری کند. او نمی خواست در افکار عمومی به عنوان مدافع بی قید و شرط اسرائیل شناخته شود، اما در عین حال نمی توانست موضعی کاملاً مخالف با رئیس جمهور اتخاذ کند. این وضعیت، چالش های پیچیده ای را برای او در مدیریت مواضع آمریکا در قبال بحران منطقه ای و حفظ تعادل سیاسی ایجاد کرده بود.
این بخش از کتاب وودوارد، با جزئیات بی سابقه ای، عمق و پیچیدگی دیپلماسی پنهان را در لحظات بحرانی روشن می سازد. از درخواست های قاطع نتانیاهو برای مهمات گرفته تا مواضع متناقض و گاه دوگانه رهبران عرب، کتاب «جنگ» یک تصویر جامع از پویایی های قدرت و سیاست در خاورمیانه و نفوذ آمریکا در آن را ارائه می دهد.
درس ها و افشاگری های کلیدی: فراتر از خبرها
کتاب «جنگ» باب وودوارد فراتر از یک روایت صرف از رویدادها، درس ها و افشاگری های عمیقی را به همراه دارد که درک ما را از ماهیت سیاست جهانی و تأثیر آن بر سرنوشت ملت ها تغییر می دهد.
پویایی پیچیده و گاه متناقض سیاست خارجی آمریکا
یکی از مهم ترین درس های کتاب، ماهیت پویای سیاست خارجی آمریکا است. این کتاب نشان می دهد که چگونه مواضع دولت ها در قبال بحران های جهانی می تواند به سرعت تغییر کند و تلاش های پنهانی برای مدیریت بحران، اغلب در پشت صحنه صورت می گیرد. از یک سو، آمریکا تلاش می کند تا متحدان خود را حمایت کند و از سوی دیگر، می کوشد تا از گسترش درگیری ها و تبدیل شدن آن ها به یک جنگ تمام عیار منطقه ای یا جهانی جلوگیری نماید. این تناقض در رفتار، حاصل موازنه بین منافع ملی، ارزش های اعلام شده و واقعیت های ژئوپلیتیکی است.
مواضع دولت های اوباما، ترامپ و بایدن در قبال روسیه و اوکراین، نمونه ای بارز از این پویایی و تناقض است. در حالی که اوباما به دلیل عدم جدیت در قبال پوتین مورد انتقاد قرار می گیرد، ترامپ با تماس های خصوصی خود با پوتین، خطوط قرمز دیپلماتیک را زیر پا می گذارد و بایدن نیز با وجود حمایت قاطع از اوکراین، با چالش های داخلی و بین المللی متعددی روبرو است. این تفاوت ها نشان دهنده نبود یک استراتژی یکپارچه و پایدار در بلندمدت است.
دیدگاه های دوگانه رهبران عرب
افشاگری های وودوارد درباره دیدارهای بلینکن با رهبران عرب پس از ۷ اکتبر، تصویری پیچیده و دوگانه از مواضع آن ها ارائه می دهد. از یک سو، بسیاری از این رهبران، به صورت خصوصی، حمایت خود را از نابودی حماس ابراز می کنند و آن را شاخه ای از اخوان المسلمین و تهدیدی برای ثبات منطقه می دانند. از سوی دیگر، به دلیل ترس از افکار عمومی در کشورهای خود و همچنین نگرانی از جایگزین های بدتر (مانند ظهور گروه های افراطی تر چون داعش پس از القاعده)، نمی توانند این مواضع را علناً اعلام کنند.
این شکاف بین مواضع رسمی و واقعیت های پشت پرده، چالشی جدی برای دیپلماسی بین المللی است. رهبران عرب در حالی که به دنبال حفظ ثبات و منافع ملی خود هستند، مجبورند تا با فشارهای داخلی و خارجی متعددی دست و پنجه نرم کنند. این وضعیت، لزوم درک عمیق تر از بافت اجتماعی و سیاسی منطقه را برای تحلیلگران و سیاست مداران گوشزد می کند.
«ملک عبدالله دوم به بلینکن گفت: ‘ما به اسرائیل هشدار دادیم حماس همان اخوان المسلمین است و اسرائیل باید حماس را شکست دهد، اما من نمی توانم این را علناً بگویم.’»
تأثیر شخصیت های کلیدی بر سرنوشت جهان
کتاب «جنگ» به روشنی نشان می دهد که چگونه تصمیمات و شخصیت های فردی رهبرانی مانند دونالد ترامپ، جو بایدن، بنیامین نتانیاهو و سران کشورهای عربی، تأثیری شگرف بر مقدرات جهانی دارد. از تماس های غیرمتعارف ترامپ با پوتین تا درخواست های قاطع نتانیاهو برای مهمات و رویکردهای متفاوت رهبران عرب در قبال حماس، هر یک از این تصمیمات و شخصیت ها، مسیر بحران ها را به گونه ای خاص هدایت کرده اند.
این تحلیل، اهمیت نقش رهبری و شخصیت های سیاسی را در معادلات جهانی یادآور می شود. در جهانی که به واسطه ارتباطات پیچیده و سریع، تصمیمات یک نفر می تواند هزاران کیلومتر دورتر تأثیرگذار باشد، درک انگیزه ها، دیدگاه ها و حتی ضعف های رهبران، برای تحلیل آینده ضروری است.
شکنندگی صلح و اهمیت اطلاعات
وودوارد در «جنگ» به شکنندگی صلح جهانی و اهمیت گوش دادن به هشدارهای اطلاعاتی تأکید می کند. عدم پذیرش اطلاعات دقیق توسط ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، در مورد برنامه های تهاجم روسیه، حتی پس از هشدار مستقیم کامالا هریس در کنفرانس مونیخ، نمونه ای از هزینه های بی توجهی به اطلاعات است.
این درس ناگفته، یادآور اهمیت سیستم های اطلاعاتی قوی و لزوم اعتماد به تحلیل های تخصصی است. پیامدهای تصمیمات لحظه ای و نادیده گرفتن هشدارهای اطلاعاتی، می تواند منجر به فجایع انسانی و بحران های بلندمدت شود. صلح جهانی، پدیده ای ظریف و آسیب پذیر است که نیازمند توجه مستمر، دیپلماسی هوشمندانه و تصمیم گیری های آگاهانه بر پایه اطلاعات دقیق است.
«جامعه اطلاعاتی ایالات متحده از ماه ها قبل از برنامه های روسیه برای حمله به اوکراین پرده برداشته بود، اما رئیس جمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، حتی زمانی که کاملاً هریس شخصاً در کنفرانس مونیخ این موضوع را به او ارائه کرد، از پذیرش اطلاعات دقیق خودداری کرد.»
نتیجه گیری: چرا جنگ وودوارد را باید خواند؟
کتاب «جنگ» باب وودوارد فراتر از یک گزارش خبری، سندی تاریخی و سیاسی حیاتی است که درک ما را از بحران های جاری جهان، به ویژه جنگ های اوکراین و فلسطین، دگرگون می کند. وودوارد با دسترسی بی سابقه خود به اسناد محرمانه و گفتگو با بازیگران اصلی در صحنه سیاست بین الملل، نگاهی روشن بینانه به قلب رویدادها، دیپلماسی های پنهان و تصمیمات سرنوشت ساز ارائه می دهد.
این اثر نه تنها به افشاگری های تکان دهنده ای درباره مواضع پنهان رهبران عرب در قبال حماس، تماس های خصوصی ترامپ با پوتین و دیدگاه های متناقض دولت های آمریکا می پردازد، بلکه درس های مهمی درباره شکنندگی صلح، پیچیدگی های سیاست خارجی و تأثیر شخصیت های کلیدی بر سرنوشت ملت ها ارائه می دهد. «جنگ» به تحلیلگران، سیاست مداران، پژوهشگران و عموم مردم کمک می کند تا با اطلاعاتی مستندتر و تحلیلی عمیق تر، جهان متلاطم امروز را درک کنند و به درستی قضاوت نمایند. مطالعه این کتاب برای هر کسی که به دنبال درک لایه های پنهان قدرت و پیچیدگی های ژئوپلیتیک است، ضروری محسوب می شود.
کتاب جنگ، چراغ راهی است برای یافتن پاسخ این پرسش کلیدی: در این کلاف سردرگم جهانی، چه کسی واقعاً دست بالا را دارد و آینده به کدام سو می رود؟